رختهای چرک نداری ام را با اشک شستم و روی خط فقر آویختم تا

شاید آفتاب انسانیتی بخشکاندشان ،

دو چیز آزارم می دهد :

طوفان امروز

 و

 برهنگی فردا ... !

 

 

 

 

کاش  بارانی ببارد تشنگی را کم کنم .