آرزوی پروانه ای من
سه شنبه 22 اسفند 1391 7:39 PMآرزوی پروانه ای من
رفتم به باغ گلها
پروانه ای را دیدم
دنبال اون پروانه
تا ته باغ دویدم
دیدم نشست رو گلها
اونها را خوب نگا کرد
آروم چشاشو وا کرد
یه غنچه از خواب پرید
پروانه ی بازیگوش
به روی غنچه خندید
با شادی و محبت
صورت او را بوسید
من که دیدم پروانه
رو برگِ گل می شینه
خنده ی غنچه ها را
رو شاخه ها می بینه
آرزو کردم: ایکاش
منم پروانه بودم
به سوی باغ و بستان
همش روانه بودم