ميگن سر پل فال ميگيره
شنبه 19 اسفند 1391 1:15 PM
ميگن سر پل فال ميگيره حسرتش رفتن به مدرسه است....
ميگن به خاطر اينكه ميخواسته ازدواج كنه پول نداشته كليه اش رو فروخته.... ميگن خودش هيچ كدوم از اين كارتون هارو نديده ولي ميفروشه....
ميگن ديگه نتونست گرسنگي بچه اش رو تحمل كنه.... ميگن يه دفتر داره خاطرات هر روزش رو مينويسه ولي هروزش مثل ديروزشه..
ميگن اساس هاشونو ريختن خيابون آخه بابا ندارن....
ميگن شهر بازيشون همينجاست.....
ميگن شرمنده ميكنه آدم رو شرمندگي اين مرد....
ميگن سنش بالاست توان راه رفتن نداره چي كنه كه مجبوره....
ميگن خيلي هوا سرده خيلي خيلي...
ميگن خيلي باغيرته ...
ميگن فكر كنيم 9سالشه...
تشکرات از این پست
mehdi0014