کفشدوزک
چهارشنبه 25 بهمن 1391 11:04 PMکفشدوزک
مشغول گفتگو بود
کفاش در مغازه
او داشت حرف می زد
با یک رفیق تازه:
سرگرم کار هستیم
از صبح زود با هم
همکارهای خوبی
ما میشویم کم کم
هم چرمها قشنگند
هم میخهای نوکتیز
دست تو خون نیاید
ای کفشدوزک ریز!
هورا! تمام کردیم
کفش هزارپا را
یک وقت کم نباشد!
بشمار کفشها را