پاسخ به:نجوم و اختر شناسی
سه شنبه 17 بهمن 1391 5:14 PM|
|
|
طرح مهاجرت به فضا يا كوچ فضايي كه از آن به استقرار فضايي، متمدنسازي فضا و اسكان فضايي نيز نام برده ميشود، امكان سكونتپذير كردن مكانهايي در فراسوي قلمرو زمين است. اين موضوعي است كه در داستانهاي علمي تخيلي بارها به آن اشاره شده است، اما در عين حال يكي از اهداف بلندمدت برنامههاي فضايي كشورهاي مختلف نيز به شمار ميرود. |
|
بسياري بر اين گمان هستند كه اولين مهاجرتهاي فضايي به ماه يا مريخ خواهند بود، اما برخي ديگر مدار زمين را محل تاسيس نخستين كلونيهاي مسكوني ميدانند. بحثها درباره مهاجرت به فضا در سال 1869 با نوشته شدن كتابي درباره يك ماهواره مصنوعي مسكوني، توسط ادوارد ادرت هيل آغاز شد. معلم مدرسه و فيزيكدان كنستانتين تسيولكفسكي عناصر يك اجتماع فضايي را در كتاب خود، به نام فراسوي سياره زمين كه حدود سال 1900 نوشته شده، پيشبيني كرده است. مسافران فضايي تسيولكفسكي در فضا گياهان را كشت ميدادند و فضاهاي گلخانهاي ايجاد ميكردند.اما اين داستان در سالهاي بعد هم دنبال شد و در داستانهاي بسياري از آيندهنگرها، مستعمراتي در ماه، مريخ، اقمار مشتري و مدار زمين تصور شد. در كتاب فوارههاي بهشت و 3001 آخرين اوديسه، آرتور سي. كلارك، آيندهنگر فقيد، برجهاي آسانسور فضايي كه تا ارتفاع 36 هزار كيلومتري از سطح زمين ارتفاع خواهند داشت را محل تجمع انسانها در آينده بيان كرده است. اگر خواستار بقا در صدها، هزاران يا ميليونها سال ديگر هستيم بايد در نهايت سيارات ديگر را مسكوني كنيم. اين موضوع در سالهاي اخير وارد مباحث جديتري شده است به طوري كه سال 2005 مدير ناسا مايكل گريفين مهاجرت فضايي را به عنوان هدف نهايي برنامههاي فضايي در حال جريان اعلام كرد و گفت: هدف تنها اكتشافات علمي نيست... بلكه مربوط به توسعه دسترسي و ايجاد امكان سكونت انسان بيرون از زمين و در اطراف منظومه شمسي در گذر زمان است... اگر ما انسانها خواستار بقا در صدها، هزاران يا ميليونها سال ديگر هستيم، بايد در نهايت سيارات ديگر را مسكوني كنيم. امروزه، فناوري در حد و اندازهاي است كه اين مساله را تنها تصورپذير ميسازد. ما در مرحله بعد از خيالپردازي و پيش از تحقق به سر ميبريم... من راجع به آن يك روزي سخن ميگويم كه نميدانم كي است، ولي در آن روز تعداد انسانها در فضا بيش از تعداد آنان روي زمين خواهد بود.شايد ما مردمي داشته باشيم كه روي ماه زندگي ميكنند. شايد برخي قمرهاي مشتري يا سيارات ديگر را براي زندگي برگزينند. شايد مردمي روي سياركها اسكان يابند... من ميدانم كه انسان منظومه شمسي را مسكوني خواهد كرد و روزي پا فراتر خواهد گذاشت.از سال 2010 ايستگاه فضايي بينالمللي امكان حضور دائمي، اما نه مستقل، انسان را در فضا فراهم ميكند. روند پيشروي در توسعه فناوري وجود دارد كه ميتوان در پروژههاي آينده مهاجرت فضايي از آن استفاده كرد. بنا كردن مهاجرنشينهايي در فضا مستلزم دستيابي به مكان، مردم، غذا، مواد اوليه ساخت و ساز، انرژي، نقل و انتقال، ارتباط، پشتيباني حيات، گرانش مصنوعي (شبيهسازي گرانش) و حفاظت تابشي است. بنا به فرض اجتماعات فضايي بايد قادر به تامين اين نيازها باشند. مواد اوليه كلونيها اجتماعات مريخ يا ماهنشين ميتوانند از منابع محلي استفاده كنند، هرچند ماه در مواردي مثل هيدروژن و نيتروژن داراي كمبود است، اما در عوض داراي مقادير زيادي اكسيژن، سيليكون و فلزاتي چون آهن، آلومينيوم و تيتانيم است. فرستادن مواد از زمين بسيار گران تمام خواهد شد؛ در نتيجه توده مواد ميتوانند از ماه يا اجرام نزديك به زمين مثل سياركها و دنبالهدارهايي با مدارهاي نزديك زمين و فوبوس و ديموس (اقمار مريخ) تهيه شوند كه گرانش كمتري دارند، فاقد هوا هستند و از سوي ديگر نگراني درخصوص وارد آوردن خسارات به يك گونه حيات احتمالي در آنها وجود ندارد. ارتباطات فراسيارهها در مقايسه با ديگر نيازها ارتباط براي مدار و ماه در رده سهلالوصول قرار ميگيرد. بخش قابل توجهي از ارتباطات امروزه از طريق ماهوارهها صورت ميگيرد. البته براي جوامعي كه دورتر از زمين زندگي ميكنند، ارتباط به چالش بزرگتري تبديل ميشود. مخابرات تا مريخ به خاطر سرعت محدود نور تاخيرهايي بين 7 تا 44 دقيقه را خواهند داشت كه ارتباط مستقيم را با مشكل روبهرو ميكند كه با جايگزينهايي چون ايميل و پيغام صوتي قابل حل است. پشتيباني حيات در سال 2001 سايت خبري فضايي space.com از 3 انديشمند درباره ضرورتهاي زندگي در فضا سوال كرد، رئوس پاسخ آنها به اين شرح بود: - انتشار زيبايي و حيات در جهان. - تضمين بقاي موجودات زنده. - امتيازات اقتصادي حاصل از ماهوارههاي توان خورشيدي، معادن سياركي و كارخانههاي فضايي. - نجات محيط زيست زمين با انتقال جمعيت و صنعت به فضا. - ايجاد عوامل پرجاذبهاي كه توجه مردم را به خود جلب كند و اجازه دهد آنها فراتر از دنياي اطراف خود بينديشند. - به دست آوردن مواد كمياب، براي مثال گازهاي طبيعي از لايههاي خارجي خورشيد و آب آشاميدني. تعارضات آينده برخي مهاجرت فضايي را بيش از اندازه گران و اتلاف وقت ميدانند و با اين تئوري مخالفند. به نظر اين افراد چيزي در فضا وجود ندارد كه ما به آن احتياج داشته باشيم. به علاوه دستيابي به فضاي خارج از منظومه شمسي در يك بازه زماني منطقي براي انسان خارج از دسترس است. بر اساس اين ادعا اگر حتي نيمي از پولي را كه در اكتشافات فضايي هزينه ميشود، براي بهينهسازي شرايط زندگي روي زمين صرف ميكرديم، دستكم در يك بازه رماني كوتاه شرايطي بهتر، براي مردم بيشتري فراهم ميشد. اين نظريه فرض را بر اين ميگذارد كه پول هزينه نشده در فضا در راههاي به سود جامعه بشري به كار رود. در مقابل طرفداران اكتشافات فضايي اين نكات را مطرح ميكنند: جمعيت زمين يك سير صعودي را طي ميكند، در حالي كه در مورد ظرفيت و منابع در دسترس اين طور نيست. اگر راهها به منابع موجود در فضا به روي ما باز شوند و اجتماعات زيست پذير براي بقا در فضا ايجاد شوند؛ براي انسان محدوديت رشد معنايي نخواهد داشت. اكثريت مردم پولي را كه در اكتشافات فضايي هزينه ميشود بزرگنمايي ميكنند و مخارج دفاع و خدمات بهداشت را در نظر نميگيرند. براي مثال از سيزدهم ژوئن 2006، بيش از 320 ميليارد دلار توسط مجلس ايالات متحده به جنگ در عراق تخصيص داده شده است. در مقايسه براي ساخت يك تلسكوپ فضايي چون هابل تنها 2 ميليارد دلار نياز است و بودجه سالانه ناسا ميانگيني حدود 16 ميليارد دلار داراست. به كلامي ديگر، پولي كه در جنگ [ايالات متحده] با عراق صرف شده تقريبا به تنهايي هزينه 21 سال فعاليت فضايي ناسا را تامين ميكند. در نهايت اكتشافات فضايي براي انسان به عنوان نوع بشر ميتواند، انگيزهاي براي بازگشت به اصل خويش به عنوان موجوداتي متحد و در پي گسترش قلمرو خويش باشد و در تجربه نيز اين دست تلاشهاي بينالمللي ارزش خود را در راستاي اتحاد و يكسو سازي اهداف ملل به خوبي نماياندهاند. البته هنوز تا رسيدن به آغاز شمارش معكوس اعزام نخستين مهاجران از زمين به فضا راه طولاني در پيش داريم اما نبايد فراموش كرد كه هر حقيقتي در دنياي اطراف ما در ابتدا تنها تخيلي دور از دسترس بود و وجود روياپردازيهاي دور و دراز ما را به سوي امروز خود سوق داده است. زندگي در فضا رويايي است كه نميتوان از وسوسه آن فراتر از هر نيازي، فرار كرد. هديه باطني |