پاسخ به:نجوم و اختر شناسی
سه شنبه 10 بهمن 1391 4:20 PM
چرا زمين تكان ميخورد؟ لرزش ناگهاني پوستههاي جامد زمين، زلزله يا زمينلرزه ناميده ميشود. دليل اصلي وقوع زلزله را ميتوان افزايش فشار بيش از حد داخل سنگها و طبقات دروني زمين دانست. اين فشار به حدي است كه در سنگ گسستگي بهوجود ميآيد و 2 قطعه سنگ در امتداد سطح شكستگي نسبت به يكديگر حركت ميكنند. به سطح شكستگي كه توأم با جابهجايي است، گسل گفته ميشود.
وقتي كه سنگ شكسته ميشود، مقدار انرژياي كه در زمان طولاني در برابر شكستگي حالتهاي مختلفي را براي آزادسازي انرژي نهفته شده است به وجود ميآورد. به طوري كه ابتدا فشار و نيروهاي دروني ممكن است باعث ايجاد برخي لرزههاي خفيف و كوچك در سنگها شود كه پيشلرزه ناميده ميشود. بعد از اينكه فشار دروني بر مقاومت سنگها غلبه كرد، انرژي نهفته آزاد ميشود و زمينلرزه اصلي رخ ميدهد. البته نبايد از اثر لرزشهاي كوچكي كه بعد از زمينلرزه اصلي نيز اتفاق ميافتد و به نام پسلرزه معروف هستند، چشمپوشي كرد. لرزه، پيشلرزه، لرزه اصلي و پسلرزه مجموعاً يك زمينلرزه را نشان ميدهند.
به درستي مشخص نيست چرا زلزله بهوجود ميآيد، اما همانطور كه قبلا اشاره شد، تجمع انرژي در درون زمين از يك طرف و افزايش نيروي زياد در زمين و عدم تحمل طبقات زمين براي نگهداري اين انرژي از طرف ديگر، موجب شكسته شدن زمين در بعضي نقاط آن شده و انرژي از محل آن آزاد ميشود. اين شكستگي كه بيشتر با جابهجايي زمين اتفاق ميافتد، باعث خطرات و ايجاد لرزش زمين ميشود كه به آن زلزله گفته ميشود.
اما اين انرژي از كجا ميآيد؟ برخي معتقدند زمين از ورقههايي تشكيل شده است كه اين ورقهها با صفحاتي كه كنار هم قرار دارند به يكديگر فشار ميآورند و باعث ميشوند ورقههايي كه داراي وزن كمتري هستند، به داخل زمين فرو روند. اين پديده در اصطلاح علمي فرو رانش صفحات گفته ميشود. همچنين ممكن است ورقهها كنار يكديگر به هم فشرده شوند. بر اثر فرو رانش و پايين رفتن صفحه به درون زمين و به دليل افزايش فشار و دماي طبقات دروني، ورقه شروع به گرم شدن و ذوب شدن ميكند و مواد مذاب حاصل سبك ميشوند و مجدد به سمت بالا حركت كرده و فشاري را به طبقات مجاور وارد ميكنند.
تركيب اين نيروها در زمين باعث ايجاد حالت عدم تعادل انرژي ميشود. اين وضعيت تا وقتي طبقات فوقاني و سطحي زمين، تحمل مقاومت در برابر آن را داشته باشند، حفظ ميشود، اما زماني كه سنگها ديگر تحمل اين فشارها را نداشته باشند، انرژي يكباره آزاد ميشود و زلزله به وجود ميآيد. البته اين به آن مفهوم نيست كه تمامي زلزلهها به اين طريق ايجاد ميشوند، بلكه ميتوان گفت بخش اصلي زمينلرزهها، با اين فرضيه قابل توجيه است.
به طور كلي رابطه گسل و زلزله دو طرفه است. يعني وجود گسلهاي فراوان در يك منطقه سبب بروز زلزله ميشود. وقوع زلزله بهنوبه خود، سبب ايجاد گسل جديدي ميشود كه در نهايت تعداد شكستگيها زيادترشده و به اين ترتيب قابليت لرزهخيزي منطقه افزايش مييابد. ممكن است يك زلزله همراه خود پيشلرزه و پسلرزههايي داشته باشد كه اين دو قبل و بعد از زلزله اصلي ممكن است وقوع يابند. به عبارت ديگر، اين موضوع به نحوه آزاد شدن انرژي زلزله بستگي دارد. به طوري كه انرژي زلزله به صورتهاي مختلفي آزاد ميشوند.
پيشلرزه: گاهي پيش از بروز زلزله اصلي، يكسري زلزلههايي با بزرگي كمتر از زلزله اصلي به وقوع ميپيوندند كه معمولا فراواني آنها با نزديك شدن به زمان وقوع لرزش اصلي افزايش مييابد.
لرزش اصلي: لرزشي است كه به واسطه آن، بيشتر انرژي ذخيرهشده در سنگها يكباره آزاد ميشود و چنانچه دادههاي مربوط به يك زلزله بزرگ غيردستگاهي باشد، مهلرزه ناميده ميشود.
پسلرزه: زلزلههاي خفيفتري را كه پس از لرزش اصلي از حوالي كانون زلزله اصلي منشأ ميگيرند پسلرزه ميگويند. پسلرزهها ميتوانند حتي تا سالها پس از وقوع زلزلههاي اصلي نيز به طول انجامند.
دستهلرزه: مجموعهاي از تعداد زيادي زلزله كه در يك منطقه محدود در مقطع زماني يك هفته تا چند ماه به وقوع ميپيوندد، دسته لرزه ناميده ميشود. دسته لرزهها اغلب در نواحي آتشفشاني ديده ميشوند.
ريزلرزه: زلزلههاي ضعيفي هستند كه بزرگي آنها 3 ريشتر يا كمتر است و بيشتر افزايش ناگهاني و نامنظم آنها نشانه قريبالوقوع بودن مهلرزه يا زلزله اصلي هستند.