شهر آرمانی موعود
دوشنبه 2 بهمن 1391 12:49 AMاین نوشتار در صدد بیان شاخصه های نیک شهر موعود بر اساس آموزه های اسلامی است و اشاره به این نکته که علاوه برادیان الهی و غیر الهی، فیلسوفان، دانشمندان، سیاستمداران، اقتصاد دانان و حتی رمان نویسان و داستان پردازان جهان در آموزههای اسلامی نیز به موضوع تشکیل جامعه آرمانی توجه شده و به تفصیل در مورد این جامعه که به اعتقاد همه مسلمانان به دست رادمردی از اسلاله پیامبر اعظم - صلی الله علیه و آله - و از نسل فاطمه زهرا - سلام الله علیها - تحقق مییابد، گفت و گو شده است.
جامعه آرمانی اسلامی، که همان جامعه مهدوی است با ظهور امام مهدی- علیه السلام - در گسترهای به وسعت همه جهان تشکیل میشود و همه جهانیان را صرف نظر از رنگ، نژاد و ملیت از برکات خود بهره مند میسازد؛ و در نتیجه این اندیشه در اسلام مغفول نمانده است و به تفصیل راجع اصل، خصوصیات و شاخصه های آن سخن رفته است.
مقدمه
تشکیل جامعه آرمانی بدون هیچ گونه ستم و نابرابری و سرشار از رفاه و آبادانی و همچنین دست یافتن همه انسانها به مراتب عالی رشد و کمال در پرتو ظهور منجی موعود، در بسیاری از ادیان الهی و غیر الهی مطرح بوده و پیروان ادیان مختلف همواره در آرزوی تحقق چنین جامعهای روزگار خود را سپری کردهاند.
نگاهی اجمالی به آموزههای آخرالزمانی ادیان و مذاهب مختلف، رویکرد آنها را درباره جهان آینده و جامعه آرمانی که در پی آن هستند، روشن میسازد.
(1) دست یافتن به چنین جامعهای، به تدریج از چارچوب آموزه های دینی خارج شده و به دغدغه بسیاری از فیلسوفان، دانشمندان، سیاستمداران، اقتصاد دانان و حتی رمان نویسان و داستان پردازان جهان تبدیل شده است. تا آنجا که موضوع مدینه فاضله، اتوپیا (2)، آرمان شهر و به بیان دیگر جامعهای که همه آرزوهای دیرینه انسان در آن تحقق مییابد، دست مایه آثار بسیاری از اندیشمندان جهان قرار گرفته و در طول تاریخ آثار فراوانی در این زمینه تألیف شده است که از آن جمله میتوان به جمهوری، افلاطون ( 427 – 347 ق. م)؛ شهر خدا، سنت آگوستین (354-430 م)؛ آرمان شهر (یوتوپیا)، تامس مور (1477 – 1535 م)؛ آتلانتیس نوین، فرانسیس بیکس (1561-1626 م)؛ شهر آفتاب، توماسوکامپانلا ( 1568-1639 م)؛ نظریه وحدت جهانی، شارل فوریه (1772-1837 م)؛ آنتی دورینگ، فردریک انگلس (1820-1895 م)؛ بیانیه (مانیفست) حزب کمونیست، کارل مارکس ( 1818 – 1883 م) 1984، جورج اورول ( 1903-1950 م)؛ دنیای قشنگ نو، آلدوس هاکسلی (1894-1963 م) (3) و... اشاره کرد. (4) در آموزههای اسلامی نیز به موضوع تشکیل جامعه آرمانی توجه شده و به تفصیل در مورد این جامعه که به اعتقاد همه مسلمانان به دست رادمردی از اسلاله پیامبر اعظم - صلی الله علیه و آله - و از نسل فاطمه زهرا - سلام الله علیها - تحقق مییابد، گفت و گو شده است. جامعه آرمانی اسلامی، همان جامعه مهدوی است که با ظهور امام مهدی- علیه السلام - در گسترهای به وسعت همه جهان تشکیل میشود و همه جهانیان را صرف نظر از رنگ، نژاد و ملیت از برکات خود بهره مند میسازد.
مهمترین شاخصه جامعه آرمانی مهدوی
همه آثار فلسفی و ادبی که در زمینه آرمان شهر تألیف شدهاند، بدون الهام از منبعی وحیانی و بهرهگیری از هدایت پیامبران الهی و صرفاً بر مبنای او هام و خیال پردازی به تصویر ویژگیهای جامعه آرمانی خود پرداخته و در نهایت طرحهایی ناقص ارائه دادهاند که یا هیچ گاه فرصت تحقیق نیافتند و یا در عمل دچار شکست شدند. (5) بر خلاف جوامع آرمانی انسانی، جامعه آرمانی مهدوی با تکیه بر آموزههای الهی و بر اساس شناخت کامل پروردگار از انسان و ویژگیهای جسمی و روحی او شکل گرفته است و هرگز طرحی خیالی و بی ارتباط با حقایق و واقعیتهای جهان نیست.
در این طرح الهی، مهمترین ویژگی جامعه آرمانی مهدوی از بین رفتن همه مظاهر ستم و برقراری عدالت در همه مناسبات فردی و اجتماعی است. با بررسی اجمالی روایاتی که شیعه و اهل سنّت در زمینه بشارت به ظهور حضرت مهدی - علیهالسلام- نقل کردهاند، روشن میشود که در این روایات، به بر پا داشتن قسط و عدل و نابود کردن ستم وجور از سوی آن حضرت بیش از هر چیز دیگر توجه شده است.
بر اساس بررسی مؤلف کتاب منتخب الأثر در منابع و مصادر شیعه و اهل سنّت، بیش از 150 حدیث بر این نکته دلالت دارد که امام مهدی - علیهالسلام- زمین را پس از آنکه از ستم پر شده است، از عدل و داد آکنده میسازد. (6) از آن جمله پیامبر گرامی اسلام میفرماید: أُبَشِّرُکُمّ بِالمَهدِیِ یُبْعَثُ فِی أُمَّتی عَلَی اختِلافٍ مِنَ النّاسِ وَ زَلازِلَ فَیَمْلَأُ الأَرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما. (7) شما را به مهدی بشارت میدهم. او در زمانی که مردم گرفتار اختلاف، درگیری و آشوبها هستند، در امت من برانگیخته میشود و جهان را از عدالت و برابری پر میسازد، همچنانکه از ستم پر شده بود.
از امام محمد باقر - علیهالسلام- نیز نقل شده است: حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أبِیهِ عَنْ آبائهِ قالَ: قالَ رسوُلُ اللّه صلیّ الله علیه و آله: إِنَّ الأَئِمَّةَ بَعدِی اثناعَشَرَ عَدَدَ نُقَباءِ بَنِی إسرائیلَ تِسعَةٌ مِنْ صُلبِ الحُسَینِ علیهالسلام و التاسِعُ قائْمُهُم یَخْرُجُ فی آخِرِالزَّمانِ فَیَمْلَأُها عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلماً وَ جَوْرا. (8)
پدرم از پدرش و او از پدرانش برای من نقل کردند که رسول خدا درود و سلام خدا بر او باد فرمود: امامان پس از من دوازده نفرند به تعداد نقبای بنیاسرائیل. نه نفر از آنها از نسل حسین درود خدا بر او باد هستند و نهمین آنها قائم ایشان است. او در آخرالزمان به پا میخیزد و زمین را از عدل پر میسازد، پس از آنکه از ستم و بیعدالتی پر شده بود. توجه ویژه روایات به موضوع عدالت گستری امام مهدی علیه السلام و فراوانی روایاتی که در این زمینه وارد شده است، همه بر نقش محوری این موضوع در قیام و انقلاب جهانی آن حضرت و جایگاه خاص آن در حکومت مهدوی دلالت دارند.
چرایی تأکید بر شاخصه عدالت
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که چرا در آموزههای اسلامی تا این حد بر عدالت گستری و ظلم ستیزی به عنوان مهمترین ویژگی جامعه مهدوی تأکید شده است. برای روشن شدن پاسخ این پرسش، باید نگاهی به تعریف «عدالت» داشت. بیشتر اندیشمندان عدالت را به «وضع الشیء فی موضعه المناسب له؛ قرار دادن هر چیز در جایگاه مناسب آن» (9) تعریف کردهاند. امام علی - علیه السلام - نیز در این باره میفرماید: العَدلُ یضَعُ الاُموُرَ مواضعها ... وَ العَدلُ سائِسُ عام. (10) عدالت هر چیزی را به جای خود مینهد ... و عدل مصلحت عام است.
بر این اساس میتوان گفت در یک جامعه عادلانه، همه چیز در جای شایسته خود قرار میگیرد و همه مناسبات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن گونه که بایسته است، سامان مییابد. در چنین جامعهای به طبیعی زمینه رشد و شکوفایی متوازن تواناییها و استعداد های انسانها در همه زمینه های مادی و معنوی فراهم میشود و هر کس میتواند به جایگا هی که شایستگی آن را دارد، دست یابد.
از همین روست که امیرالمؤمنین - علیه السلام - گسترش عدالت در جامعه را مهمترین دغدغه حکمرانان معرفی کرده، میفرماید: وإنَّ أفضَلَ قرَّةَ عَینِ الولاةِ استَقامَةُ العَدلِ فی البِلاد. (11) برترین مایه شادمانی زمامداران، بر پای داشتن عدل در شهرهاست. مقام معظم رهبری نیز، بر همین مبنا، برقراری قسط و عدل در جامعه را، یک مقدمه واجب برای رسیدن انسانها به کمال نهایی دانسته، میفرماید: نظام اسلامی، نظام عدالت است. شما که آرزومند و مشتاق ظهور خورشید مهدویت درآخرالزمان هستید و الآن حدود هزار و دویست سال است که ملت اسلام و شیعه در انتظار ظهور مهدی موعود عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف و جعلنا اللّه فداه است، چه خصوصیتی برای آن بزرگوار ذکر میکنید؟ «اَلَّذِی یَمْلَأُ اللّهُ بِه الاَرضَ قِسْطا وَ عَدْلاً» نمیگویید که «یَمْلَأُ اللّهُ بِه الاَرضَ دِینا». این نکته خیلی مهمی است. چرا به این نکته توجه نمیکنیم؟ اگر چه قسط و عدل متعلق به دین است، اما هزار سال است که امت اسلامی برای قسط و عدل دعا میکند و این نظام اسلامی که به وجود آمده است، اولین کارش اجرای قسط و عدل است.
قسط و عدل، واجبترین کارها ست. ما رفاه را هم برای قسط و عدل میخواهیم. کارهای گوناگون، مبارزه، جنگ، سازندگی و توسعه را برای قسط و عدل میخواهیم. برای اینکه در جامعه عدالت برقرار شود، همه بتوانند از خیرات جامعه استفاده بکنند و عدهای محروم و مظلوم واقع نشوند. در محیط قسط و عدل است که انسانها میتوانند رشد کنند. به مقامات عالی بشری برسند و کمال انسانی خود را به دست بیاورند. قسط و عدل، یک مقدمه واجب برای کمال نهایی انسان است. چه طور میشود به این قضیه بیاعتنایی کرد؟ (12)
جنبههای گوناگون عدالت مهدوی
عدالت موعود یا به بیان دیگر، عدالتی که وعده تحقق آن در زمان ظهور امام مهدی - علیهالسلام- داده شده، از نظر دامنه، گستره و ژرفا بی همتاست. درست به همین دلیل است که حکومتهای بشری از ایجاد نظام عادلانهای مشابه آنچه در عصر موعود محقق خواهد شد، عاجزند. برای درک زوایای مختلف عدالت مهدوی، به بخشی از روایاتی که به توصیف قیام ستم ستیز و عدالت گستر امام مهدی - علیهالسلام - پرداختهاند، نگاهی گذرا خواهیم داشت.
الف. پهنه عدالت
در فرهنگ اسلامی، ستم، معانی و مصداقهای متعددی دارد و در آیات و روایات، این کلمه به سه مفهوم به کار رفته است:
یک ستم در معنای کفر و شرک نسبت به خدا؛ (13)
دو ستم نسبت به خود (گناه و عصیان)؛ (14)
سه ستم نسبت به دیگران (ستم و تجاوز).(15) امام علی - علیهالسلام - در بیانی بسیار زیبا، معانی متعدد ظلم را این گونه تبیین کرده است: أَلا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لایُغْفَرُ، وَ ظُلْمٌ لایُتْرَکُ، وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لایُطْلَبُ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذی لایُغْفَرُ فالشِّرْکُ بِاللّه، قالَ اللّه سُبْحانَه: «إِنَّ اللّه لایَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ» (16) وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذی یُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضُ الْهَناتِ وَ أَمّا الظُّلْمُ الّذی لا یُتْرَکُ فَظُلْمُ الْعِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضا. (17) بدانید که ستم سه گونه است: ستمی که هرگز آمرزیده نشود و ستمی که باز خواست شود و ستمی که بخشوده است و باز خواست نشود. آن ستمی که هرگز آمرزیده نشود، شرک به خداست.
خدای تعالی گوید: «مسلّما خدا، این را که به او شرک ورزیده شود، نمیبخشاید» و ستمی که آمرزیده شود، ستم بنده است به خود به ارتکاب برخی کارهای ناشایست و ستمی که باز خواست میشود، ستم کردن مردم بر یکدیگر است. همچنانکه «ظلم» مفاهیم و مصداقهای متعددی دارد، کلمه مقابل آن؛ یعنی «عدل» نیز از نظر معنا و مصداق بسیار گسترده است و حوزه وسیعی را شامل میشود.
به بیان دیگر، براساس آموزههای دین اسلام، عدالت و عدالتگستری تنها به صحنه زندگی اجتماعی انسانها و روابط آنها با دیگران محدود نمیشود، بلکه حوزه وسیعی شامل رابطه انسان با خدا، رابطه انسان با خود و رابطه انسان با دیگران را در بر میگیرد. از همین رو، میبینیم در روایات اسلامی، هر زمان که از ستم ستیزی امام مهدی - علیهالسلام - سخن به میان میآید، همه مظاهر ستم مورد توجه قرار میگیرد و بر این نکته تأکید میشود که آن حضرت نه تنها رسم ستم و تجاوز را در روابط انسانها با یکدیگر بر میاندازد و این روابط را بر محور عدالت سامان میدهد، بلکه با هر گونه کج روی، کج اندیشی و انحراف اخلاقی و اعتقادی مبارزه میکند و رابطه انسان با خود و با خدای خود را نیز به عدالت بر میگرداند.
برای روشنتر شدن آنچه گفته شد، به بررسی برخی از روایتهایی میپردازیم که به توصیف ستم ستیزی و عدالت گستری امام مهدی - علیهالسلام - پرداختهاند تا مشخص شود در هر یک از آنها، کدام معنا از ظلم و کدام مصداق از عدالت قصد شده است:
یک. عدالت در رابطه انسان با خدا
در برخی از روایات، به معنای نخست ستم؛ یعنی کفر و شرک توجه شده است و قیام عدالت گستر امام مهدی – علیه السلام - را قیامی تفسیر کردهاند که این نوع ستم را از صحنه روزگار پاک میسازد. روایت زیر از ابو بصیر از آن جمله است: سَأَلتُ أَبا عَبدِاللّه علیهالسلام عَن قَولِ اللّه تَعالی فِی کِتابِهِ: «هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُون» (18) فَقالَ: وَ اللّه ما أُنزِلَ تأویلها بَعْدُ. قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ وَ مَتَی یُنْزَلُ؟ قالَ: حَتّی یَقُومُ الْقائِمُ إِنْ شاءَ اللّه فَإِذا خَرَجَ الْقائِمُ لَمْ یَبْقِ کافِرٌ وَ مُشْرِکٌ إلاّ کَرِهَ خُرُوجَهُ حَتّی لَوْکانَ کافِرٌ أَو مُشْرِکٌ فی بَطْنِ صَخْرَةٍ لَقالَتِ الصَّخْرَةُ یا مُؤْمِنُ فی بَطْنی کافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ فَاقْتُلْهُ قالَ: فَیُنحیّهُ اللّه فَیَقْتُلَه. (19)
از ابا عبداللّه [امام صادق] که درود بر او باد در مورد این سخن خدای تعالی در کتابش پرسیدم: «او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد تا آن را بر هر چه دین است، پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.» آن حضرت در پاسخ فرمود: به خدا سوگند، هنوز تأویل این آیه نازل نشده است. گفتم: فدایت شوم، پس کی نازل میشود؟ فرمود: زمانی که به خواست خدا قائم به پا خیزد. پس هنگامی که قائم قیام کند، هیچ کافر و مشرکی نمیماند، مگر اینکه از قیام او ناخشنود است.
حتی اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی باشد، آن سنگ ندا میدهد که: ای مؤمن! کافر یا مشرکی در دل من است، او را بکش. فرمود: پس خدا او را آشکار میکند [و آن مؤمن] او را میکشد. ذیل آیه یاد شده، روایات دیگری نیز وارد شده است که همه آنها دلالت بر این دارند که در زمان ظهور امام مهدی - علیهالسلام-، جهان از همه مظاهر کفر و شرک پیراسته و دین حق بر سراسر گیتی حاکم میشود. (20) در تفسیر علی بن ابراهیم قمی، معروف به تفسیر القمی، در تفسیر این آیه چنین آمده است: إِنّها نَزَلَتْ فِی الْقائِم مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام وَ هُوَ الإِمامُ الذَّی یُظْهِرُهُ اللّه عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْرا و ظُلْما وَ هذا مِمّا ذکَرْنا أَنَّ تَأویلَهُ بَعْدَ تَنْزیلِه. (21) این آیه در مورد قائم از آل محمد درود خدا بر ایشان باد نازل شده است. او آن پیشوایی است که خداوند، او را بر همه ادیان پیروز میگرداند و زمین را از قسط و عدل پر میسازد، همچنانکه [پیش از آن] از جور و ستم پر شده بود.
این آیه از جمله مواردی است که گفتیم تأویل آن پس از تنزیلش خواهد آمد. از دیگر روایاتی که در آنها مصداق اول ستم البته در معنایی وسیعتر که شامل هر گونه بدعت و باطل نیز میشود اراده شده، روایتی است که از امام محمد باقر – علیه السلام - در تفسیر این آیه شریفه وارده شده است: اَلذَّینَ إِنْ مَکَنّاهُمْ فِیالْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوةَ وَ اتُوا الزَّکوةَ وَ أَمَرُوا بِاْلمَعْرُوفِ وَ نَهَوُا عَنِ الْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور. (22) همان کسانی که چون در زمین به آنان توانایی دهیم، نماز بر پا میدارند و زکات میدهند و به کارهای پسندیده وا میدارند و از کارهای ناپسند باز میدارند.
فرجام همه کارها از آن خداست. آن حضرت در تفسیر آیه یاد شده میفرماید: فَهذِهِ لاِلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّه عَلَیْهِم إِلی آخِرِ الْأَئمَّةِ [الآیة] وَ الْمَهْدِیُّ وَ أَصْحابُهُ یُمَلِّکُهُمُ اللّه مَشارِقَ الْأرْضِ وَ مَغارِبَها وَ یُظْهِرُ [بِه] الدِّینَ وَ یُمیتُ اللّه بِهِ وَ بِأَصْحابِهِ الْبِدَعَ وَ الْباطِلَ کَمَا أَماتَ السُّفَهاءُ الْحَقَّ حَتّی لایَری أَیْنَ الظُّلْمُ وَ یَأْمُرونَ بَالْمَعْروُفِ وَ یَنْهَوُنَ عَنِ الْمُنْکَر. (23) این آیه درباره خاندان محمد درود خداوند بر آنها باد تا آخرین امام [نازل شده] است. خداوند، مشرقها و مغربهای زمین را در اختیار مهدی و یاران او قرار میدهد و دین را به دست او آشکار میسازد. خداوند به وسیله مهدی و یارانش، همه [مظاهر] بدعت و باطل را میمیراند، همچنانکه [پیش از آن] نابخردان حق را میرانده بودند، به گونهای که ستم در هیچ جا دیده نمیشود و امر به معروف و نهی از منکر میکنند.
دو. عدالت و رابطه با خویشتن
در برخی از روایاتی که به ستم ستیزی امام مهدی - علیه السلام- پرداختهاند، دومین چهره ظلم؛ یعنی ستم انسان به خود، با همه مظاهر آن مورد توجه قرار گرفته و بر این موضوع تأکید شده است که آن حضرت با هدف گسترش عدالت در جهان، با هر گونه فساد و تباهی و گناه و نافرمانی خدا، مبارزه و زمین را از هر گونه پلیدی پاک میکند: یُفَرِّجُ اللّه بِالْمَهْدِی عَنِ الْأُمَّةِ یَمْلَأُ قُلُوبَ الْعِبادِ عِبادَةً یَسَعَهُمْ عَدْلُهُ. بِهِ یَمْحَقُ اللّه ُالْکَذِبَ وَ یَذْهَبُ الزَّمانَ الْکَلِبِ وَ بِهِ یَخْرُجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْناقِکُم. (24) خداوند به وسیله مهدی برای امت گشایش حاصل میکند. او دلهای بندگان را با عبادت پر میکند و عدالتش را بر آنها دامن گستر میسازد.
خداوند به وسیله او دروغ و دروغ گویی را ریشه کن میکند و روزگار سخت و دشوار را برطرف میسازد و طوق ذلت و بردگی را از گردن شما بر میدارد. در روایت دیگری که از امام علی – علیه السلام- نقل شده، آمده است در زمان ظهور امام مهدی – علیه السلام-، عدالت بر جهان درون انسانها نیز حاکم میشود و همه به صلاح و رستگاری روی میآورند: ... یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا وَ نُورا وَ بُرهانا، یُدینُ لَهُ عَرْضُ الْبِلادِ وَ طولها، لایَبْقی کافِرٌ إلاّ آمَنَ، وَ لا طالِحٌ إلاّ صَلَحَ وَ تَصْطَلِحُ فی مُلْکِهِ السِّباع. (25)... او زمین را از عدل و قسط و نور و برهان پر میکند و طول و عرض جهان برابر او تسلیم میشود. هیچ کافری نمیماند مگر اینکه ایمان میآورد و هیچ نا بکاری نمیماند، مگر اینکه به صلاح و پرهیزکاری میگراید و در دولت او درندگان نیز از در سازش با یکدیگر در میآیند.
محمدنوید داراب زاده