تا بگیرد زندگانی‌ام صفا گفتم رضا
با همه بی بند و باری بارها گفتم رضا

دستهایم را گرفتی هرکجا خوردم زمین
تا نهادم دست خود را روی پا گفتم رضا

اشکهایم را خریدی،خنده دادی جای آن
در میان خنده‌ها و گریه‌ها گفتم رضا

هرکه با هر نیّتی خوانده تو را دادی جواب
گاهی با اخلاص و گاهی با ریا گفتم رضا

گاهی در تنهایی‌ام نام تو را ناله زدم
گاهی در باب‌الجوادت بی صدا گفتم رضا

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا