خیرت رسید و آدمِ عاصی بقا گرفت
پست و حقیرِ عالَمِ امکان بها گرفت

رو بر تو کرد با همهٔ رو سیاهی‌اش
ازگوشه چَشمِ نافذتان او شفا گرفت

جانی دوباره در تنِ بی‌جانِ او نشست
تا عشقتان میانِ دلش را فرا گرفت

بخشیده شد تمامِ گناه و خطای او
وقتی قدم در آن حرمِ باصفا گرفت

من از لبانِ عاشقِ رندی شنیده‌ام
اینجا ز رأفتِ تو شود کربلا گرفت

شعرم تمام،حرفِ دلم ناتمام ماند
نوکر زیاده‌تر ز سرش از شما گرفت

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا