پاسخ به:عاشقان امام رضا
جمعه 18 بهمن 1398 4:02 PMهوا هوای زمستان و برف سنگین بود
زمین به رأفت خورشید سخت مسکین بود
شبیه قُلّه شده بود بین آن همه برف
سفیدی نوک آن گنبدی که زرین بود
سفید آمده برف و حرم سفید شده
سیاه آمده دل،آن دلی که خونین بود
نگاه میکند آقا به من و من اما...
سرم شبیه دمای هوا چه پایین بود
غلط غلوط که اذن دخول را خواندم
نشست روی دلم پاسخی که تسکین بود
صدایِهمهمه بود و گرفتنصلوات
به پادریِ تو بوسه زدن چه شیرین بود
و ایستادم و از چشمهای من خواندی
که باز حاجتم آن آرزوی دیرین بود:
"مرا بخوان که شب جمعه کربلا باشم
که ناله بشنوم از مادری که غمگین بود"
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا