حرم جهانِ منُ  آسمانِ مردم بود
همیشه خاطره‌انگیز و پر تلاطم بود

حرم برای من ، آغازِ راه‌رفتن شد
شما معلم و تشویقِ‌من تبسم بود

سرودِ چک‌چکِ‌باران و سنگِ مرمرها
و کودکی که سرش زیرِ چادری گم بود

تو را مخاطبِ حرفم همیشه میدیدم
چقدر بِینِ من و چشمتان تفاهم بود

سه‌بخش‌بود"محبت"دلم‌به‌من‌میگفت
پدر و مادر و بخشی امامِ‌هشتم بود

دلم برای خودم تنگ میشود وقتی
ضریحِ کودکی‌ام کاسه‌هایِ گندم بود

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا