تا که این پنجره رو وا میکنم
تو رو تو قابِ سلام جا میکنم

اوج گلدسته رو پیدا میکنم
گنبدِ زردُ تماشا میکنم

حرف من حرف دلای بی‌کسه
یه "امام رضا" دارم واسم بسه

من همون کبوترم که جا نداشت
لونه‌ای حتی رو شاخه‌ها نداشت

هیچ نگاهی آب و دونم نمیداد
مثل هر غریبه آشنا نداشت

حالا اما عمریه رو گنبدام
بچهٔ محلهٔ "امـام رضـــام"

دنیا بی صحن و رواقش قفسه
یه "امام رضا" دارم واسم بسه

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا