باد زانو میزند..گلدسته را بو میکند
دستِ هر آشفته‌ای را پیش تو رو میکند

در لباس خادمان مهربانت،صبح‌ها
صحن و ایوانِ طلا را آب و جارو میکند

می‌نشیند کنج بست "شیخ حرّ عاملی"
یاد معصومیت آن بچه‌آهو میکند

تا اذان‌ِصبح مانند نگهبانِ درت
ذکر بر میدارد و آهسته "یا هو" میکند

چشم میدوزد به چشمِ زائرانِ تشنه‌ات
دور سقاخانه و فواره "هو هو" میکند

بادِ عاشق با پر طاووس مخصوص حرم
صحن را آغشته از گلهای شب‌بو کند

عطر نابی می‌وزد از کوچه باغ مرقدت
هر که می‌آید حرم این عطر را بو میکند

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا