رسیده‌ام دَرِ باب‌الجواد با امیّد
چرا که یأس پُر است از تضاد با امیّد

برای رفع گره‌های کور آمده است
دلی که دست به دست تو داد با امیّد

نیامده گره‌اش وا شد آنکسی که شبی
مقابل حرمت ایستاد با امیّد

به جای خواندن اذن دخول می‌گِریَد
نگاه پیرزنی بی سواد با امیّد

به قصد رفتگری در کنار جاروها
وزید در وسط صحن باد با امیّد

میان صحن تو دستش جلوتر است آنکس
که جمع گشته در او اعتقاد با امیّد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا