از حبس سرد فاصله آزاد ميشوم
وقتی دخيل پنجره‌فولاد ميشوم

دانه بريز سوی تو آيم به جان و دل
تنها اسير دام تو صياد ميشوم

از من خرابتر نَبُوَد زائری رضا
اما به يک نگاه تو آباد ميشوم

نزد تو ميرسيم ز دارالولايه‌ات
جایی نميرويم بجز زير سايه‌ات

ای كاش می‌پريد شبيه كبوتران
دلهای ما هميشه به اطراف گنبدت

تنها نه ما به شوق حرم ضعف ميكنيم
حتی بهشت هم شده مجنون مشهدت

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا