پلکی بزن که پنجره بارانی‌ات شود
خورشید ، محو چرخش پنهانی‌ات شود

پلکی بزن بهم بخورد نظم فصلها
تقویم‌ها دچار پریشانی‌ات شود

از تو یکی اشاره به بیمار کافی است
تا عاشق مسیر بیابانی‌ات شود

نبضم کبوتری‌ست که با خویش گفته است:
بشمار ! تا زمان فرا خوانی‌ات شود

بیچاره شاعری که نکرده‌ست مدح تو
خوشبخت شاعری که خراسانی‌ات شود

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا