بر نمی‌گردم از این پنجرهٔ رویایی
تا تبسم وزد از پنجرهٔ رویایی

صحن‌درصحنِ‌حرم اشکِ کبوتر جاریست
موج در موج تنیده‌ست به هم شیدایی

چشمها دوخته بر قامت گلدستهٔ یار
شور بر پا شده از این همه بی‌پروایی

خیز ای عشق مرا رخصت دیداری ده
تا در آغوش کشم گنبدت ای مینایی

دستها باز هم آهنگ شکفتن دارند
باز هم دست مرا گیر تو ای دریایی

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا