پنجره‌فولاد هر دم یک گره وا میکند
نام تو در این حرم کار مسیحا میکند

کاسب اهل دلی میگفت رزق خویش را
صبح‌ها از گوشهٔ چَشمت تمنا میکند

تا به آسانی ببوسد این ضریح پاک را
زائرت با سختیه راهش مدارا میکند

حال من دور از حرم مانند یک ماهیست که
خسته از تُنگِ بلور،آهنگ دریا میکند

هر کسی اینجاست دارد با زبان مادری
در قنوتش زیر باران با تو نجوا میکند

هر شب جمعه گریز کربلای روضه‌خوان
در کمیل این حرم یکباره غوغا میکند

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا