آقا به سویت راه می‌افتم
تا عاشقانه زائرت باشم
آقا بیا لطفی کن و اینبار
بگذار من هم شاعرت باشم

حالا..حرم..گنبد..ضریح تو
شور عجیبی در دلم برپاست
شوق زیارت مثل چشمانم
در چشم زائرهای تو پیداست

درد و دلم را با شما گفتم
شب‌ها،سحرها،در حرم ماندم
در جمع زائرهای تو کُنجِ
دارالهدایه جامعه خواندم

در لحظه‌های تَلخِ برگشتن
فکر دوباره آمدن هستم
با یاد لحظه لحظهٔ پابوس
در انتظار آمدن هستم

زائر که برگشته نگاهی کرد
با حسرتِ خود عکسِ گنبد را
فکرش همیشه در حرم مانده
هر کس چشیده شهد مشهد را

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا