بی‌كليد و با توكل هركه در زد باز شد
قفل‌ها تا بر زبان نامِ تو آمد باز شد

من شنيدم راه دارد دل به دل با اين حساب
دل هوائی شد و راهِ رفت و آمد باز شد

مدتی ميشد به هر در ميزدم،در بسته بود
با جوادت گفتم و درها مجدد باز شد

چشم‌پوشی‌كردم از هر حاجتی كه داشتم
چشمم از وقتیكه در اطرافِ‌مرقد باز شد

بر كف صحنت زبانم را كشيدم يک سحر
بعد از آن رزقم در اين ميخانه بی‌حَدّ باز شد

روزِ اول من كبوترباز بودم در حرم
روزِ آخر اين دلِ ديوانه گنبدباز شد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا