بس که موجِ عاشقی اینجا تلاطم میکند
هرکسی می‌آید اینجا دست و پا گم میکند

تاکه با دستِ کریمت مشکلاتش‌حل شود
پیرمردی باز دارد نذر گندم میکند

تا که پایِ زائر تو میرسد باب الرضا
جای خود اول سلام از بانویِ قم می‌کند

جنسِ‌خاکت از طلا،آقا نمازش‌باطل‌است
هرکه با خاکِ سرایِ تو تیمم میکند

در کنار پنجره فولاد هر کس میرسد
کربلا را در خیالِ خود تجسم میکند

کربلایی هرکه شد از بابِ شکرِ لطفِ تو
کربلا هم یادِ تو ای ماهِ هشتم میکند

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا