همچون نسیم صبح و سحرگاه می‌رود
هرکس میان صحن حرم راه می‌رود

از هر چه غصه دارد و غم می‌شود رها
هر سائلی به خدمت این شاه می‌رود

وقتی فرشته‌های حرم بال می‌زنند
از سینه‌های شعله‌زده، آه می‌رود
اینجا بهشت روی زمین فرشته‌هاست
از کوی تو فرشته به اکراه می‌رود

خورشید در طواف حرم؛ وه! چه دیدنی است
هرشب به پای بوسی آن ماه می‌رود
باب الجواد راه ورودی به قلب توست
حاجت رواست هرکه از این راه می‌رود