❤ سلام_مولای_مهربانم ❤

نمای گنبدی افتاده است در نظرم
چگونه جا شده خورشید در دو چشم ترم؟

منم برابرِ تو یا که خواب میبینم؟!
تویی برابرِ من یا خیال در نظرم؟!" "

اگر که راه نمیدادی اَم ، بعید نبود
که در غمِ تو بریزد تمامِ بال و پرم

چه خوب میشود اینجا بمانم و نروم!
شبیهِ اینهمه آهو که هست دور و برم

نگاهِ بدرقه ی گنبدت،مقابلِ من...
دعای آبیِ گلدسته هاست پشتِ سَرم
 
بهانه ای بده همچون شکنجِ زلفِ خودت
که لا اقل  عقب اُفتد شکنجه ی  سفرم!  

قطار،منتظر است ...آه! من کجا ماندم؟!
به بخش گمشدگانِ حَرَم بیا بِبَرَم!