پاسخ به:عاشقان امام رضا
دوشنبه 1 دی 1393 3:33 PMآهوى دلم، دوان دوان مى آید به سوی تو یا امام رضا...
امروز، تنها نه خیابانهاى خراسان که تمام رگهاى عاشقانت، به گلدسته و رواقت ختم مىشود.
چشمها در ایوان طلای تو، مثل گمشدهها به اصل خویش، به روزگار وصل خویش باز میگردند.
خاطره سوزاندن جگرت، تا قیامت از ذهن خاک خراسان بیرون نمى رود.
تو آن جگرسوخته اى که آب را به زائرانش هدیه مىکند؛ زیرا اولاد على (ع) از عزیزترین هاى خود مى بخشیدند و من در صحن تو، به دنبال اشاره هایى مىگردم که با آن حرف مىزنى؛ مثل پرواز همان کبوتران که با گندم هاى محبت تو، عمرى است اسیر رهایى در آسمان همجوار تو هستند.
باور کن اشکها براى زیارت تو، لحظه شمارى مى کنند و نفسها، حبس مىشوند تا کبوترانه، پیش پاى ضریحت بپرند؛ نکند لیاقت کبوتر شدن در آسمان حرمت را نداشته باشیم؟
كبوتران مسافر را بنگر؛ رنج دوری را به جان میخرند تا نزدیك باشند به تو؛ كسی كه تو را دارد، غریب نخواهد شد.
آقا، اگر چه «غریبالغربا»یت می گویند، اما در این سرزمین، در میان امواج ارادت و عشق دلهای پاک، شناوری