شعر زیر، اثری است ماندگار از استاد عماد خراسانی که به لهجه مشهدی سروده شده است

یَرِه گِه کارِ مو و تو دِرِه بالا می‌گیره   ذره ذره دِرِه عشقت تو دِلُم جا می‌گیره
روز اول به خودُم گُفتُم ایَم مثل بَقی   حالا کم کم می‌بینُم کار دِرِه بالا می‌گیره
چَن شَبه واز مثِ چل سال پیش اَزی مرغ دِلُم   تو زمستون بَهَنِهٔ سِبزه و صحرا می‌گیره
چَن شَبه واز مودوزُم چشمامه تا صُبحه به چُخت   یا به یک سَم بیخودی مات مِمِنِه و را می‌گیره
تا سحر جُل مِزِنُم خواب به سُراغُم نیمیه   هی دِلُم مثل بِچه بَهَنِه بی جا می‌گیره
مُگُمِش هرچی که مرگت چیه کوفتی! نِمِگه   عوضش نق مِزِنِه و ذکر خدایا می‌گیره
پیری و معرکه گیری که مِگَن کار مُویه   دِرِه کم کم ای کتاب صفحه پِنجاه می‌گیره
اوکه عاشق شده پنهون مُکُنِه مثل اویِه   که سِوار شتر و پشتشِه دولا می‌گیره
کوتا کِردَن دامنارِ تا بیخِ رون، مشتی عماد!   دیگه مجنون توی خواب دامن لیلا می‌گیره