دلم خوش است که آن گنبد طلایی هست
برای پر زدن از خود ، هنوز جایی هست

دلم خوش است که در ظلمت و اسارت هم
دوباره روزنه ای رو به روشنایی هست

گره گره اگرم عقده بر دل است و زبان ...
دخیل بسته ام ، اینجا گره گشایی هست ؟

غریبه ام ! و غریب اینکه پیش غربت ِتو
برای هر که غریب ست آشنایی هست !

سلام های مرا ناشنیده پاسخ گفت
کسی که با همه اش فاش ماجرایی هست

به آبرو ؟ به عمل دل خوشم ؟ نه! اما باز
دلم خوش است که آن گنبد طلایی هست ...

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا