تمام لحظه هایی که دل من شور می افتاد

صدایت می زدم روی لبانم نور می افتاد


نمی دانم که باور می کنی یا نه؛ ولی چشمم

به شَهرت ، گنبدت ، از آن مسیر دور می افتاد


خراسان آرزویم بود و فکر سایه ای بودم

که روزی بر محیط توس و نیشابور می افتاد