نشانی دوست

به امام رضا(ع) گفتم: چشمم آلوده است، قبول. گوشم لیاقت شنیدن صدای كبریائی تان را ندارد، درست؛ حضورم اینجا به لطف شماست و اگر آمده ام به پابوستان، شما دعوتم کردید؛ اما قبول نمیكنم كه این بار بدون نشانه ای ردم كنید!

باب الرضا را که رد کردم حس عجیبی داشتم. انگار دنبال بهانه ای بودم برای گریه کردن در حرم آقا. بعد از سلام شروع كردم به نجوا با حضرت، از زمین و زمان برایش گفتم و اینکه این بار دلم می خواهد با دفعه های پیش فرق بکند. هم زیارتم، هم جواب گرفتن و حاجت طلبیدنم و حاجت دادنش.