لم خیلی واستون تنگ شده بود.خیلی دلم ازتون دور افتاده و بخاطر گناهانم شرمنده ام  امام رضا دارم وقتتون و می گیرم اقا جون الان که دارم می نویسم  دلم نشکسته!  نمی دونم چرا  الان اشکهام هم دارند کمکم می کنند .کاری به دور و بریها ندارم .اقا جون امروز نمی خوام بگم ماشین و خونه و کار خوب و زن خوب می خوام چون خدا بهتر از اینا رو برام جور کرده اون مهر شما اهل بیته که تو دلم لونه کرده .اومدم بگم رضا جون هوای دلم و هوای دوستام و خانوادمو و.... داشته باش.همه هم مثل من هر یه غم و غصه ایی دارند مشکلی تو زندگیشونه .شاید بعضی هاشون درد و دلشون رو با هیچ کسی نمی تونند بکنند. شاید روی کاغذ می نویسند و بعد پارش می کنند و می ریزند دور.آقا امروز پاک زندگی کردن خیلی سخته....