می‌دونم زائــــــــر خوبــــی نبودم امام رضـــــا

ولی خـــــوب تو از کرم ضامن من هم شده‌ای

می‌دونم ســـــــــــرت شلوغه تو حــــــــــــرم

گاهـــــی هــــــم مهمــــــــونِ دل‌ها شده‌ای

می‌دونم از همه چیـــــز آگهی ‌ای نـــــور جلی

می‌دونم نامه‌ی اعمال، تو هـــــــم وا شده‌ای

می‌دونم ضامـــــــن آهــــــــــــو شــــــــده‌ای

می‌دونم خدا رو شکــــر، که حج ماها شده‌ای

می‌دونم هــر چی دلِ، تو حرمت رهــــــا شدن

کسی نیست به من بگه: تو و دلت جاشده‌ای؟

می‌دونم فرش و در آن عرش، سرور است و نوا

که شما نیک کنـــون، شمس خراسان شده‌ای

می‌دونم صحن و ســــرا شـــاد ز نقاره زنیست

که شما بار دگــــــر، شافی حاجـــــت شده‌ای

می‌دونم ز اون قدم‌هات، راه و بیـــــــراه کدومه

تو قدمگاه با قــــــدم، نشـــــــونی ِ ما شده‌ای

می‌دونم اون حرم و صحن و سرات بهشتی‌اند

می‌دونم، تو از کـــرم، جــــــدا ز جنت شده‌ای

آقا جــــــون هر کی که دوره از حـــــرم منتظره

تا یه بار بهش بگی: «تو زائـــــــــر ما شده‌ای»