قال الصادق عليه السلام :

أوحَى اللّه  تَعالى إلى موسى عليه السلام يا موسى اُشكُرنى حَقَّ شُكرى فَقالَ : يا رَبِّ وَكَيفَ أشكُرُكَ حَقَّ شُكرِكَ، ولَيسَ مِن شُكرٍ أشكُرُكَ بِهِ إلاّ وأنتَ أنعَمتَ بِهِ عَلَىَّ؟! فَقالَ : يا موسى اَلنَ شَكَرتَنى حينَ عَلِمتَ أنَّ ذلِكَ مِنّى؛

خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود كه : اى موسى مرا چنان كه بايد شكر كن . موسى عرض كرد : پروردگارا چگونه تو را چنان كه بايد شكر گويم حال آن كه هر شكرى كه تو را مى گويم خود نعمتى است كه تو به من ارزانى داشته اى؟ فرمود : اى موسى حال كه دانستى توفيق آن شكر را هم من به تو داده ام ، شكر مرا ادا كرده اى .

نهج البلاغه، خطبه 91

 

 

 

ضمن سلام و خیر مقدم

از دوران نوجوانی این حدیث در ذهنم نقش بسته و تکرار آن چقدر آرام بخش است (بابت ارسال این حدیث که متناسب با موضوع است، بسیار تشکر می کنم). 

البته منبع حدیث ایراد دارد. دو منبع برای آن پیدا کردم و چون از سایت های معتبر نبودند اضافه نکردم. اما در صحت حدیث شکی نیست.

قانع بودن و خوشبین بودن، برای داشتن زندگی پر نشاط ضرورت دارد و نبود آن با هیچ نعمتی جایگزین نمی شود. و چه بهتر که با شکر گذاری از نعمت های خدادادی، بندگی خود را نشان دهیم.