انتظار
به‌ رغم‌ روشني‌ معناي‌ كلي‌ انتظار؛ يعني‌ چشم‌داشت‌ هميشگي‌ به‌ اين‌ كه‌ وعدهِ‌ بزرگ‌ الهي‌ روي‌ دهد و روزي‌ فرا رسد كه‌ بشر در سايهِ‌ عدالت‌ كامل‌ به‌ رهبري‌ حضرت‌ مهدي‌ (عج) زندگي‌ كند،11 برداشت‌هاي‌ گوناگوني‌ از آن‌ ارايه‌ شده‌ است‌ كه‌ دو برداشت‌ عمده‌ عبارت‌ است‌ از:
1. انتظار به‌ معناي‌ قيام‌ و انقلاب‌ عليه‌ دولت‌هاي‌ ظالم‌ و غاصب‌ و مبارزه‌ با فساد و تباهي‌ براي‌ زمينه‌سازي‌ ظهور امام‌ زمان‌ (ع) و شكل‌ دهي‌ به‌ حركت‌ اصلاحي‌ و سازنده‌ است.
2. انتظار به‌ مفهوم‌ انزوا، بي‌تفاوتي‌ و بي‌اعتنايي‌ نسبت‌ به‌ حكومت‌هاي‌ نامشروع‌ و بي‌توجهي‌ نسبت‌ به‌ اصلاح‌ جامعه‌ است.
شجاعي‌ زند در اين‌ باره‌ مي‌نويسد:
پارسايان‌ شيعي، با الهام‌ از فلسفهِ‌ انتظار، همواره‌ در جست‌ و جوي‌ كسي‌ بوده‌اند كه‌جامع‌ شرايط‌نيابت‌ باشد و سلطنت آسماني‌ را در زمين مستقر سازد وبه شرارت‌ها پايان‌ دهد.
چون‌ جمع‌ چنين‌ شرايطي‌ در شخص‌ واحد، به‌ آساني‌ ميّسر نيست‌ و يا در صورت‌ تحقق، موانع‌ زيادي‌ در راه‌ تشكيل‌ دولت‌ صالح‌ وجود دارد، شيعه‌ با يك‌ ارزيابي‌ منفي‌ از شرايط‌ عملاً خود را از حوزهِ‌ اقتدار سياسي‌ حاكم‌ كنار كشيد، ولي‌ به‌ لحاظ‌ نظري‌ هم‌ چنان‌ بر همراهي‌ دين‌ و دولت‌ مصّر بود. انعزال‌ و انقطاع‌ از اقتدار سياسي‌ جامعه، در عمل‌ دو صورت‌ متفاوت‌ پيدا كرد:
1 - كناره‌جويي‌ پارسايانه‌ و بي‌تفاوتي‌ نسبت‌ به‌ تحولات‌ سياسي‌ پيرامون؛‌
2 - تلاش‌ فعالانه‌ براي‌ تصاحب‌كردن يا منقاد ساختن‌ قدرت‌ سياسي‌ حاكم‌ جهت‌ رعايت‌ اصول‌ و مقررات‌ شريعت.12
بنابراين، نتيجهِ‌ پايبندي‌ به‌ اين‌ برداشت‌ از مسئلهِ‌ <انتظار> توقف‌ هرگونه‌ اقدامي‌ در جهت‌ ايجاد دولت‌ شيعي‌ و اجراي‌ حدود و قوانين‌ اسلامي‌ است‌ و اين‌ كه‌ در شرايط‌ موجود به‌ دليل‌ ظلم‌ و ستم‌ غاصبان‌ و تخويف‌ امام‌ معصوم‌(ع)، زمينه‌ تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ به‌ رهبري‌ امام‌ از بين‌ رفته‌ است‌ و تا فراهم‌ آمدن‌ شرايط‌ مطلوب، چنين‌ امري‌ به‌ تأ‌خير خواهد افتاد كه‌ مسئوليت‌ آن‌ با ستمگران‌ و غاصبان‌ منصب‌ امامت‌ خواهد بود.13
شهيد مطهري‌ نيز به‌ اختلاف‌ برداشت‌ها در اين‌ زمينه‌ توجه‌ كرده‌ و آن‌ها را به‌ دو گروه‌ سازنده‌ و ويرانگر تقسيم‌ مي‌كند:
انتظار فرج‌ دوگونه‌ است: (يكي) انتظاري‌ (كه) سازنده‌ است، تحرك‌ بخش‌ است، تعهّدآور است، عبادت‌ است، بلكه‌ با فضيلت‌ترين‌ عبادت‌ است. و (ديگري) انتظاري‌ كه‌ ويرانگر است، بازدارنده‌ است، فلج‌ كننده‌ است‌ و نوعي‌ اباحي‌گري‌ محسوب‌ مي‌شود.
انتظار ويرانگر؛ برداشت‌ قشري‌ از مردم، از مهدويت‌ و قيام‌ و انقلاب‌ مهدي‌ موعود، اين‌ است‌ كه‌ صرفاً ماهيت‌ انفجاري‌ دارد و فقط‌ و فقط، از گسترش‌ و اشاعه‌ و رواج‌ ظلم‌ها، تبعيض‌ها، اختناق‌ها، حق‌كشي‌ها و تباهي‌ها ناشي‌ مي‌شود.14
اين‌ برداشت‌ قشري‌ از مفهوم‌ انتظار سبب‌ شده‌ است‌ كه‌ عده‌اي‌ در لزوم‌ تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ و انقلاب‌ عليه‌ ستمگران‌ ترديد كنند و بگويند كه‌ براي‌ تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ بايد به‌ انتظار فرج‌ صاحب‌ آن‌ بود. شايد در راستاي‌ چنين‌ نگرش‌هايي‌ بوده‌ است‌ كه‌ برخي‌ از فقيهان‌ نخستين‌ قرون‌ پس‌ از غيبت، به‌ دفن‌ سهم‌ امام‌ از خمس‌ و مانند آن‌ فتوا دادند. آنان‌ بر اين‌ عقيده‌ بودند كه‌ آن‌ حضرت‌ پس‌ از ظهور و قيام‌ اين‌ اموال‌ را براي‌ اصلاح‌ جامعه‌ اسلامي‌ مصرف‌ مي‌كند.15