پاسخ به: پيوند سنتهاي الهي با مهدويت
جمعه 15 دی 1391 7:56 PM3. سنت پيروزي حق بر باطل
يکي از سنتهاي الهي، سنت پيروزي حق بر باطل است. قبل از ورود به اين بحث، ابتدا معناي لغوي حق و باطل را بررسي ميكنيم. راغب درباره معناي «حق» ميگويد: «اصل حق مطابقت و يکساني و هماهنگي و درستي است». وي دربارة باطل نيز چنين ميگويد: «باطل، نقيض و مقابل حق است؛ يعني چيزي که هنگام بحث و تحقيق، حقيقت و ثباتي ندارد». علامه طباطبايي دربارة حق و باطل چنين ميگويد:
حق، در مقابل باطل است و اين دو مفهوم، متقابلند. حق، به معناي ثابت العين و باطل به معناي چيزي است که عين ثابتي نداشته باشد؛ ولي خود را به شکل حق جلوه دهد، تا مردم آن را حق بپندارند؛ ليکن وقتي برابر حق قرار بگيرد، آن وقت است که مردم، همه ميفهمند باطل بوده و از بين ميرود؛ مانند آبي که خود يکي از حقايق است و سرابي كه حقيقتاً آب نيست؛ ولي خود را به شکل آب نشان ميدهد و بيننده، آن را آب ميپندارد؛ ولي وقتي تشنه نزديکش ميشود، آبي نميبيند.
الطاف خداوند شامل حال همه انسانها است؛ اما عدهاي با ميل خويش از حق خارج شده و به باطل ميگروند و به اين وسيله، نابودي خويش را رقم ميزنند؛ چرا که اراده و مشيت خداوند همواره بر پيروزي حق بر باطل بوده است. آيه 32 سوره يونس به اين نکته اشاره دارد که هر راهي جز طريق حق، باطل وگمراهي است:
(فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّي تُصْرَفُون)؛ آن است خداوند، پروردگار حقّ شما (با اين حال)، بعد از حق، چه چيزي جز گمراهي وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روي گردان ميشويد؟
در دو آيه قبل، نمونههايي از آثار عظمت و تدبير خداوند در آسمان و زمين بيان شد و وجدان و عقل مخالفان را به داوري طلبيد و آنها نيز بدان اعتراف كردند؛ پس از آن، اين آيه با لحن قاطع ميفرمايد: «اين است الله؛ پروردگار بر حق شما و بعد از حقيقت، جز گمراهي نيست؛ پس چگونه )از حق( رويگردان ميشويد؟»
بتها و ساير موجوداتي كه در عبوديت شريك خداوند قرار دادهايد و برابر آنها سجده و تعظيم ميكنيد، چگونه ميتوانند شايسته عبوديت باشند؛ در حالي كه علاوه بر آنكه نميتوانند در آفرينش و تدبير جهان شركت كنند؛ خودشان نيز سر تا پا نياز و احتياجند؟ سپس نتيجهگيري ميكند: اكنون كه حق را به روشني شناختيد، آيا بعد از حق، چيزي جز گمراهي وجود دارد؟ با اين توضيح، چگونه از عبادت و پرستش خدا روي ميگردانيد؛ در حالي كه ميدانيد معبود حقي جز او نيست.
اين آيه، در حقيقت يك راه منطقي روشن را براي شناخت باطل و ترك آن پيشنهاد ميكند و آن، اين است كه نخست بايد از طريق وجدان و عقل براي شناخت حق گام برداشت، سپس هر چه غير آن و مخالف آن است، باطل و گمراهي است و بايد كنار گذاشته شود.
پيروزي حق بر باطل در آيات متعددي مطرح شده است؛ از جمله:
آية 16 نساء[3]، آية 8 انفال [4]، آية 34 توبه[5]، آية 17 رعد[6]، آية 81 اسراء[7]، آية 56 كهف[8] و آية 49 سبأ[9] و آيات بسيار ديگر.
آيه شريف زير نيز با صراحت تمام، برغلبه حق و محو باطل دلالت دارد:
(بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَي الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُون)؛ بلكه ما حق را بر سر باطل ميكوبيم، تا آن را نابود كند و اين گونه، باطل محو و نابود ميشود. واي بر شما از آنچه (درباره خدا و هدف آفرينش) توصيف ميكنيد! (انبياء، 18).
كلمه «نَقْذِفُ» درآيه به معناي پرتاب كردن از راه دور است كه شتاب و قوت بيشتري دارد و بيانگر قدرت پيروزي حق بر باطل است. جمله «فَيَدْمَغُهُ» به معناي شكستن جمجمه و مغز سر است كه حساسترين نقطه بدن انسان به شمار ميآيد. اين جمله، تعبير رسايي براي چيرگي لشكر حق، به گونهاي چشمگير و قاطع است (مكارم شيرازي، 1362: ج13، ص371). از مجموع آيه چنين برميآيد كه حق، با ظهور مولايمان مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف با شدت هر چه تمامتر بر سر باطل كوبيده ميشود و آن را نابود و ريشه كن ميكند. با توجه به اين که حصول پيروزي و غلبه حق بر باطل، با محو کامل فتنه گران و حق ستيزان همراه است و با توجه به اينكه ظهور امام مهدي حلقهاي از حلقههاي مبارزه اهل حق و باطل است، سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد؛ بنابراين منتظران وظيفه دارند با صبر و استقامت در راه اعتلاي جبهه حق بكوشند و با اميد به وعده حتمي الهي، مبني بر پيروزي حق بر باطل، در راه کفرستيزي و مبارزه با دشمنان حقيقت، گام بردارند.