شعر: تاب و توانم حسین
جمعه 8 دی 1391 11:25 AMتا نفس آید زدل خسته ام
من به در خانه تو بسته ام
تا که در این وادی عشق تو ام
دل به خدا از همه بگسسته ام
با دل بشکسته صدایت کنم
کن نظری بر دل بشکسته ام
هر چه کنم گریه برایت کم است
تا به سر خوان تو بنشسته ام
در کنف ومهر تو مولا حسین
با ید و بیضای تو وارسته ام
برده زکف تاب وتوانم حسین
عشق تو آرام دل خسته ام
----------------------------
شعری از جواد حيدري