* قبل از اینکه هیچ حادثه ای روی دهد او پشت فرمان سکته کرده و راهی دیار باقی می شود.

* سعی می کند یک دستگاه اتوبوس پیدا کند و با زدن خودرواش به مردم داخل ایستگاه آن را نگه دارد.

* در همان حال با همسرش تماس می گیرد و از او کمک می خواهد.

* نذر می کند که زنده بماند.




* یعنی می خواهد به سمت راست برود.

* یعنی می خواهد شیشه سمت چپش را پایین بیاورد.

* یعنی می خواهد پشت فرمان، موبایلش را درآورده و با همسرش تماس بگیرد.

* یعنی می خواسته برف پاک کن را بزند.




* بعد از کندن آینه بغل جفت خودروها از بین شان عبور می کند.

* به خودروی سمت راست می کوبد بعد به خودروی سمت چپ سپس با همسرش تماس می گیرد.

* ابتدا جوری به خودروی سمت راست می زند که او منحرف شود و به خودروی سمت چپ برخورد کند. سپس از روی دو خودرو عبور می کند.

* یک بوق می زند و راننده دو خودرو متوجه می شوند او خانم است. سریعا به او راه می دهند که برود.




* یعنی پاشنه کفشش روی پدال گاز گیر کرده.

* یعنی با همسرش تماس گرفته و فهمیده که او با یک خانم ناشناس در محل کارش مشغول صحبت است.

* یعنی یادش آمده که بچه اش را داخل ماشین لباسشویی جا گذاشته.

* یعنی پشت فرمان خوابش برده.




* ابتدا سعی می کند با پوف آن را باد کند و سپس با چسب زخم محل سوراخ را بپوشاند.

* تا اولین آپاراتی با پنچری راه می رود تا پدر لاستیک و تیوپ و رینگ در بیاید.

* به آتش نشانی زنگ می زند.

* ماشین را وسط خیابان رها می کند و با همسرش تماس می گیرد.