تحليل دوم‏
كسي كه معاصر و همراه تمدّن‏هاي گوناگون بوده باشد، اندوخته‏اي بزرگ خواهد داشت كه براي رهبريِ يك اصلاح بزرگ و جهاني، بسيار ضروري است. چنين رهبري، از توان‏مندي‏ها و اطّلاعات بسيار مهم براي ايجاد يك تحوّل اجتماعي فراگير، برخوردار خواهد بود و هميشه چنين انساني، در ارزيابي پديده‏هاي اجتماعي، آگاه‏تر و عميق از افراد ديگر خواهد بود.(15)
شايد تجربه‏ي رهبري امام خميني،قدس سره براي انقلاب اسلامي ايران، نمونه‏اي گويا از اين وضعيّت باشد. رهبريِ حكيمانه‏ي ايشان، با توجّه به شناخت او از پديده‏هاي اجتماعي و فريب نخوردن او از افراد فريبكار و ظاهرالصلاح و گروه‏هاي مدّعيِ اخلاص، با تمام شيطنت‏هاي استكبار جهاني، بهترين دليل و گواه اين امر مي‏باشد. ما كه از آغاز اين انقلاب و در طول سال‏هاي انقلاب، همراه اين تحوّل عظيم، نظاره گر رهبري‏هاي حكيمانه‏ي ايشان در مقاطع بسيار حسّاس انقلاب بوده‏ايم و آن را به صورتي ملموس و محسوس، درك كرده‏ايم، اين تحليل شيهد صدر در مورد امام مهدي‏عليه السلام - كه با عمر طولاني خود تجربيات گران بهايي را ذخيره كرده و براي انقلاب گسترده‏ي خود مورد بهره برداري قرار مي‏دهد - به خوبي مي‏فهميم و مي‏پسنديم. همين امر، سبب شد، كه افرادي مانند شهيد صدر، به خضوع و فروتني در برابر اين رهبر فرزانه وا داشته شوند.
امام خميني‏قدس سره حداقلّ، سه نظام را ديده است و در حدود هفت تا هشت دهه از عمر خود، ناظر نشو و نما و فروپاشي چندين نظام استبدادي و استعماري بوده است، و از تمام كساني كه داعيه‏ي رهبري اصلاحات داشتند، گوي سبقت را ربوده بود، و بالاخره به دليل همين اندوخته‏هاي تاريخي گران بها و با ارزش، رهبري بلامنازع گشته بود.
حال اگر امام مهدي‏عليه السلام امروزه ظهور كند، خبرويّت و تجربيّات چهارده قرن از تحوّلات اجتماعي را همراه خواهد داشت، و در مقايسه‏اي ساده، عظمت آن رهبر الهي بسيار چشم‏گير و قابل توجّه خواهد بود.