در سایتی خواندم که نوشته بود چرا ما یک رمان چند صد صفحه ای را طی یکی دو روز می توانیم بخوانیم ولی قران را نه ...

چرا در یک مجلس شادی اصلا به خود خستگی راه نمی دهیم ولی در یک مجلس دعا و نیایش زود

خسته می شویم.

چرا برای رسیدن به حضور دیگران خود را اراسته می کنیم ولی برای حضور در پیشگاه خدا چندان

اهمیتی نمی دهیم.

چرا برای انجام بعضی کارها از حضور دیگران واهمه داریم ولی از خداوندی که ناظر تمام اعمال و رفتار

ماست ترسی نداریم.

چرا از کسی که به ما هدیه ی کوچکی می دهد بسیار تشکر می کنیم ولی از خداوند که درهای

نعمتش را بر روی تمامی انسان ها گشوده ان طور که باید و شایسته است تشکر نمی کنیم .

چرا همان طور که به زیبایی  خود اهمیت می دهیم به زیبایی رفتار و اخلاقمان توجهی نمی کنیم.