طبیبان بر سر بالینم آهسته میگویند

که امشب تا سحر این عاشق دلخسته میمیرد

ز هر جا بگذرد تابوت من غوغا بپا خیزد ،

چه سنگین میرود این مرده از بس آرزو دارد