حقیقت بی رحمانه غمناک است

شانه هایی که امن مینمود

و سایه ای که استوار

داشته های پوشالی مترسک جالیز بودند

 

گفتی انــدر خواب بینی بعــد از این روی مراا

مــاه ِ من .. در چشمم  ِ عاشق ، آب هست و خواب نیست .!.