خیابانهای سرد پر حوصله شدند 
 
برای گامهای تکراری 
 
و خشم نمی گیرند 
 
سنگفرشها یخ زده 
 
به پیرزنی که نقاشی می فروشد 
 
برای خرید نان شب ...
 

 

آری خیابانها پر از حوصله شدند