نوجوان بود،قدشم کوتاه بود

 

 

مادرش بهش گفت :
 
تو دیگه کجا میری با این قدت و احوالت
 
با خنده گفت:
 
به جای یه کیسه شن برای سنگر که
 

 

 می تونند ازم استفاده کنند!