تو اتوبوس زن جوون و خوش سیمایی رو دیدم که داشت لباس زیر می فروخت

 

 یکی از مسافرا با بی احترامی اون و هل داد و بلند داد زد که :

 زنیکه حالا تو این جا تنگی اومدی تو گوش ما داد می زنی لباس زیر 2 تومن؟ ...

زنِ جوون جواب نداد اما مسافر ول کن نبود یهو انگار که بغضش بترکه 

 

 

و از این حرفا خسته شده باشه گفت:"چیه؟دارم نونمو از راهِ حلال در میارم. 

خوبه برم تو خیابون و شوهر تو و بقیه رو از راه به در کنم تا خرجم درآد...

یه سکوتِ سنگین تو اتوبوس حکم فرما شد ...بعد زن پیاده شد....

تورو به خدا به کسایی که دست فروشی می کنن مخصوصاً خانوما

 

احترام بذارید اونا ارزششون از خیلی آدمایی که بزرگ نیستن

 فقط بزرگشون کردند بیشتـــــره ...