بیایی
دوشنبه 29 آبان 1391 8:39 PMالا كه راز خدايي خدا كند كه بيـايي
تو نور غيب نمايي خدا كند كه بيـايي
شب فراق تو جانا خدا كند به سر آيد
سر آيد و تو بر آيي خدا كند كه بيايي
دمي كه بي تو برآيد خدا كند كه نيايد
الا كه هستي مايي خدا كنـــد كه
خداكند كه بيايي خدا كند كه بيـايي
به هر دعا كه توانم تو را هميشـه بخوانم
الا كه روح دعايي خدا كند كه بيـايي
تو يادگار منايي خدا كند كه بيايي بيايي
تو مشعري عرفاتي تو زمزمي تو فـراتي
تو رمز آب بقايي خدا كند كه بيـايي
دل مدينه شكسته حـرم به راه نشسته
تو مامني تو صفايي خدا كند كه بيـايي
الا كه جان جهاني جهان جان و نهـاني
نهان زديده مايي خدا كند كه بيــايي
قسم به عصمت زهرا بيا زغيبت كبري
دگر بس است جدايي خدا كند كه بيايي