علی اكبر لطیفیان

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

هزار بار تنت جا به جا شد و دیدم

سرت جدا شد و رَختَت جدا شد و دیدم

لبت كه تشنه شد و خشك شد به هم چسبید

به زور نیزه دهان تو وا شد و دیدم

حسین جان گره معجر مرا شل کرد

همین که پیرهنت نخ نما شد و دیدم

سر تو نیزه و شمشیر ها گره خوردند

شلوغ بود و صدا در صدا شد و دیدم



 
 
علی اكبر لطیفیان

امام حسین(ع)-شهادت-گودال

 

از حرم رفت و روز من شب شد

گریه كردن نصیب زینب شد

آن قدر نیزه رفت و آمد كرد

بدن شاه نامرتب شد