رضا رسول زاده

امام حسین(ع)-حضرت زینب(س)-وداع

 

دیگر رسیده قصه به آخر... جدا شدن...

سخت است خواهری ز برادر جدا شدن

با دلهره كنون كه بغل می كنی مرا

یعنی فراق، با دل مضطر جدا شدن

پنجاه سال صبح و شبم با تو سر شده

آهسته رو زمانِ ز خواهر جدا شدن

تو از مدینه یاد ز یحیی كنی چرا ؟

یعنی رسیده است دم سر جدا شدن ؟

بگذار تا گلوی تو را بوسه ای زنم

حیف است حنجر تو به خنجر جدا شدن

تو می روی و غصه ی من می شود شروع

از دختران فاطمه معجر جدا شدن...

پیش نگاه غمزده ی كودكان تو

یكسر سر شهید ز پیكر جدا شدن...

از ما زنان بپرس زمانی كه تنگ شد

درد آور است النگو و زیور جدا شدن...