حسن لطفی

حضرت عباس(ع)-شهادت

 

روی این پشت شکسته کوهی از غم ریخته

بر سرم بی تو برادر خاک عالم ریخته

زود پیدا کردمت٬ این قدرها هم سخت نیست

پیکرت را دیده ام٬ در راه کم کم ریخته

رد سرخی که به دنبالم کنارت آمده

خون دست توست٬ از ما بین دستم ریخته

زخم هایت٬ ابروانت٬ بند بندت وا شدند

بر سرت انگار صدها ابن ملجم ریخته

از عمودی که سرت خوردست سنگین تر نبود؟

چهره زیبای تو بدجور درهم ریخته