محسن مهدوی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

عوض آنکه نهم سر به بر بابایم

آمده در برم ای عمه، سر بابایم

با نگاهی به سر و وضع پدر فهمیدم

که چرا طول کشیده سفر بابایم

جان زهرا قسمت می دهم ای عمه بگو

خون چرا می چکد از چشم تر بابایم ؟

چشم و ابرو و دهان و لب او زخم شده

چه بلاهاست که آمد به سر بابایم ؟

عمه باید ز اباالفضل بپرسم چه شده

چون عمو بوده فقط دوروبر بابایم

از خودم میل ندارم که بگویم سخنی

ترسم این است بسوزد جگر بابایم

هوس نان و غذا کرده دلم از بس که

عطر نان می دهد این موی سر بابایم