کاظم بهمنی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

در جای خودش کعبه ی حاجات نبود

در ناقه دگر جلوه ی میقات نبود

می گشت تمام کاروان را عمّه

می گشت ولی رقیّه سادات نبود

***

در قافله ی به جستجو افتاده

این ولوله که «رقیّه کو؟» افتاده

اشک از سر نیزه ای پیاپی می ریخت

می خواست پدر بگوید او افتاده

***

از شدّت تب تمام اوقاتش سوخت

تنها نه خودش خاک خراباتش سوخت

خورشید درون طشت در دستش بود

دریای دل رقیّه در آتش سوخت