سعید خرازی

حضرت رقیه(س)-شهادت

 

در سن سه سالگی ز جان سیر شدم

از پای پر از آبله دلگیر شدم

از بسکه مزاحمت فراهم کردم

شرمنده ام عمه دست و پا گیر شدم

گفتی که پدر مسافرت رفته و من

صد بار دگر دوباره پیگیر شدم

من بی تو چگونه از زمین برخیزم

باید کمکم کنی٬ زمین گیر شدم

یک موی سیاه بین گیسویم نیست

سنی نگذشته از من و پیر شدم

از نَسل علی بودنِ من باعث شد

در طیِ سفر بسته به زنجیر شدم

***