داستان 1 : حجاب در اجتماع

فاطمه زهرا (عليها السلام) با گروهي از زنان مسلمان كه بنا به نقل واقدي 14 نفر بودند، از مدينه حركت كردند و روانه اُحد شدند تا از نزديك جريان كار و حادثه هولناك را ببينند و پيامبر خدا را ملاقات نمايند.
حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام) با آن گروه از زنان كه دلشان ميتپيد و از آسيب رسيدن به پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم نگران بودند پس از مدت كوتاهي توانستند خود رابه اُحد يا بهتر بگوئيم به ميدان رزم برسانند.
وقتي آمدند كه، پيامبر خدا چند روز پيش در هنگام رزم سراسر بدنش مجروح شده بود، ناراحتي حضرت زهرا (عليها السلام) به اندازه اي بود كه نمي توانست آب بياشامد، در اين صحنه زنهاي مسلماني كه با حضرت زهرا (عليها السلام) بودند، نگفتند: چون ما زن هستيم بايد در خانه بنشينيم، بلكه آنها را تعليم به حقايق و درخشان اسلام را به خوبي از رسول خدا ميآموختند و به وظيفه خود آشنا بودند، حجاب اسلامي آنها موجب نمي شد كه دست از وظيفه خود بردارند از اينرو هر كدام مشكي پر از آب كرده و به دوش ميگرفتند و به رزمندگان آب ميدادند، زخم خوردگان را مداوا مينمودند.
تا آنجا احساس وظيفه ميكردند كه خود حضرت زهراي اطهر (عليها السلام) نيز غذا و آب به دوش ميكشيد و از پادر آمدگان ميدان رزم پرستاري ميكرد و به كمك اميرالمؤمنين علي عليه السلام زخمهاي پيامبر را شستشو و مداوا مينمودند.
پس از اين داستان ميآموزيم كه زنان هم مي توانند با حجاب كامل در اجتماع خدمت كنند.

منبع : انديشه قم